کاشکه يه روز با همديگه سوار قايق مي شديم دور از نگاه ادما هر دومون عاشقمي شديم کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا مي گرفت گلاي سرخ دلمون کاش بويدريا مي گرفت کاش تو هواي عاشقي ليلي و مجنون مي شديم باد که تو دريا ميوزيد ما هم پريشون مي شديم کاش که يه ماهي قشنگ براي ما فال م يگرفت براموناز فرشته ها امانتي بال مي گرفت با بال اون فرشته ها تو آسمون پر مي زديم به شهر بي ستاره ها به آرومي سر مي زديم شب که مي شد امانت فرشته ها رو ميداديم مامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم کاشکه تو درياي قشنگ خوابشقايق مي ديديم خواب دو تا مسافر و عشق و يه قاشق مي ديدم کاشکه مي شد نيمهشب با همديگه دعا کنيم خداي آسمونا رو با يک زبون صدا کنيم بگيم خدايمهربون ما رو ز هم جدا نکن هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نکن کاش مقصدقايق ما يه جاي دور و ساده بود که عکس ماه مهربون رو پنجره اش افتاده بود کاش اومجا هيچ کسي نبود يه وقتي با تو دوست بشه تو نازنين من بودي مثلحالا تا هميشه کاشکه به جز من هيچ کسي اين قدر زياد دوست نداشت يا که دلتعشق منو اول عشقاش مي گذاشت کاش به پرنده بودي و من واسه تودونه بودم شکندارم اون موقع هم اين جوري ديوونه بودم کاش تو ضريح عشق تو يه روز کبوتر ميشدم يه بار نگاه مي کردي و اون موقع پر پر مي شدم کاش گره دستامونو اينسرنوشت وا نمي کرد کاش هيچ کدوم از ما دو تا هيچ دوستي پيدا نمي کرد کاش کهمي شد جدايي رو يه جايي پنهون بکنيم خاراي زرد غصه رو از ريشه ويرون بکنيم کاش که با هم يه جا بريم که آدماش آبي باشن شباش مثه تو قصه ها زلال ومهتابي باشن کاشکه يه روز من و تو رو تو دريا تنها بذارن تو قايق آرزوها يهروز مارو جا بذارن اون وقت با لطف ماهيا دريا رو جارو بزنيم بسوي شهر آرزوبريم و پارو بزنيم بريم يه جا که آدماش بر سر هم داد نزنن به خاطر يهبادبادک بچه ها فرياد نزنن بريم يه جا که دلها رو با يک اشاره نشکنن بچه هاتوي بازيشون به قمريا سنگ نزنن جايي که ما بايد بريم پشت در زندگيه عادتمردمش فقط عشقه و آشفتگيه چشمامونو مي بنديم و با هم ديگه مي ريم سفر يادتباشه اينجا هوا غرق يه دلواپسيه اما از اينجا که بريم فقط گل اطلسيه تروخدا منو بدون شريک شادي و غمت مثل هميشه عاشقت مثل گذشته مريمت
تقدیم به الهام
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 | موضوع: