خاطرات خلوت یک کوچه را می توان با بوی باران تازه کرد ،وسعت لبخندهای غنچه را می توان با عشق بی اندازه کرد
-----------------------------
نگاهت سر اغاز یک درد بود
-----------------------------
خوش ان روزی که با هم می نشینیم ،قلم در دست وکاغذ می نوشتیم ،قلم بشکست و کاغذ به هوا رفت، نمی دانم محبت ها به کجا رفت
----------------------------
مگه میشه از عروسک شعر عاشقانه ساخت عاشق چیزی که نیست، شد،روی دریا خانه ساخت
-----------------------------
****************************
اینا یه دسته قاصدکن که اومدن بهت بگن که یکی هست که هر شب به یادته
یه قاصدک به آسمون میفرسته
و برای سلامتیت دعا می کنه.... (دوستت دارم...)
----------------------
بهم گفتي دوستت دارم سرم رو پايين انداختم و گفتم نظر لطفته سرم رو بالا آوردي و تو چشام نگاه کردي و گفتي نظر لطفم نيست نظر دلمه