در دل خسته ام چه می گذرد ؟
این چه شوری است باز در سر من؟
باز از جان من چه می خواهند
برگ های سفید دفترمن؟
من به ویرانه های دل چون بوم
روزگاری است های و هو دارم
ناله ای دردناک وروح گداز
بر سر گورارزو دارم
این خطوط سیاه سر در گم
دل من روح من روان من است
انچه از عشق او رقم زده ام
شیره ی جان ناتوان من است
تقدیم به دوست خوبم .ساعت:00:10